روزمرهMay 9, 2006 2:43 pm
برای راننده ای که کریس دی برگ دوست داشت
No border line.
اولش یه کم تعجب کردم شک کردم و دقیق شدم ولی نه خود خودش بود.
هیچ چیز بیشتر از این حال نمیده که بعد از ساعت ها کار کردن روی سمینار ساعت 10 شب بری سوار تاکسی بشی و راننده کسی باشه که داره Borderline گوش میده و تازه اون هم با Hightech ترین روش! یه Muvo Zen به گردنش آویزون بود که به کارکیت وصلش کرده بود و خودش هم بلند بلند همراهی می کرد. Sailor و یه آهنگ دیگه رو هم گوش دادیم و رسیدیم به مقصد. پول خرد نداشت و 50 تومن ازم کمتر گرفت. من هم هم به خاطر این و هم به خاطر کریس دی برگ ازش تشکر کردم و پیاده شدم، مست و مبهوت.
ضمنا بعضی وقت ها این که یه Geek باشی اصلا خوب نیست. باور کن
