e-Notes

متفرقه, روزمرهJune 17, 2006 1:16 pm

امروز يادداشتهاي ضميمه ورزشي شرق حال خاصي دارد.
” ايوانكوويچ ديروز مى گفت: «به همراه بازيكنانم تا به حال چهار مرتبه فيلم بازى با مكزيك را تماشا كرديم.» سئوالى داريم. در آن جمع كسى به فكرش رسيد در دقيقه ۸۰ دكمه استپ را فشار دهد. همان صحنه اى كه يك ايرانى كلاهش را پايين كشيده بود تا بيش از آن حسرت نخورد و طفلك معصومش هم پرچم ايران را به روى خود كشيده و خوابيده بود! كدام باعاطفه اى در هيئت شما با تماشاى اين صحنه احساس درد كرد؟! بچه ها، به احترام آن اشك هاى در غربت، امشب شادى را بى رحمانه به ايرانيان هديه بدهيد. ما اميدوار نيستيم. به شكست با اختلاف ۴ گل فكر مى كنيم. همه مى گويند ۹۹ درصد بازنده ايد. براى يك درصدى ها بازى كنيد. همه پيروزى هاى تاريخ مملكت شما همين گونه بوده است. بچه ها، ديگر چه بگوييم؟! اگر همه اين حرف ها براى شما تكرارى است، به احترام دعاهاى مادران تان پرشور باشيد. به احترام عشق هاى تان…”

متفرقه, روزمره, بازاریابی و کسب وکارJune 16, 2006 2:39 pm

جریان جام جهانی و آهنگ ساختن برای جام جهانی هم در کشور ما به پدیده ای مستقل از جام جهانی تبدیل شده است. شاید به جرات بتوان گفت بیشتر از پنجاه آهنگ برای جام جهانی ساخته شده است که تا به حال بعضی از آنها هم منتشر نشده اند (مثلا آهنگی که محمد اصفهانی خوانده است و احتمالا منتظر برد ایران برابر پرتغال است تا آنرا منتشر کند). این جریان آهنگ جام جهانی عملا منجر به پدید آمدن ژانری جدید در موسیقی پاپ ایران شده است و حتی بعضی از نام ها از آن به فرصت مناسبی برای عرضه کردن خود برای اولین بار و اصطلاحا Start up استفاده کردند. جونیور فایو گروهی است که دقیقا همین کار را کرده است و کلیپ آهنگ جام جهانی شان را الک کارتیو و سیروس کردونی ساخته اند تا موفقیت این شروع شانس بیشتری داشته باشد. به هر حال موسیقی و صنعت سرگرمی هم با جذابیت منحصر به فردش “زمان ورود به بازار” خاص خودش را می طلبد. چند تا از موزیک ویدئو هایی که به نظر من باسلیقه ساخته شده اند و حداقل جاذبه بصری را دارند میتوانید از لینک های زیر دریافت کنید.
جونیور فایو - تیم ما ایرانه - کارگردان : الک کارتیو و سیروس کردونی
مهرداد میناوند، نیما نکیسا، پژمان جمشیدی - ستارگان پارسی - کارگردان: سامان مقدم، تدوین: نیما بانکی
گروه آریان - ای جاویدان ایران -

بازاریابی و کسب وکارJune 14, 2006 1:02 pm

چند روز پیش داشتم به این موضوع فکر می کردم که چطور برندهایی مثل پاپکو، SAM و یا Stabilo و چند تای دیگر خودشان را در یک بازار نه چندان رقابتی و سخت مثل نوشت افزار متفاوت از رقبا کرده اند. چیزی که به نظر من میرسد این شرکتها برای جا انداختن نامشان در بازار به طور مستقیم به بازار نوشت افزار پا نگذاشتند. شاید حتی بتوان گفت این شرکت ها در بازاری شبیه به بازار نوشت افزار که می توانیم آن را بازار نوشت افزار فانتزی بنامیم مشغول به فعالیت هستند. در چرخه عمر یک بازار هنگامی که به نقطه اشباع رسیدیم و به تمامی خواست ها نیاز داده شده است و رشدی در بازار دیده نمی شود یکی از استراتژی ها میتواند ارائه تعریف جدیدی از محصول به منظور ایجاد نیاز جدید باشد. نظر من بر این است که در بازار نوشت افزار چنین اتفاقی افتاد و شرکت هایی که نامشان آمد از این تهدید یک فرصت ساختند و بازار جدید و بکری را در دست گرفتند. پیشترها به نوشت افزار تنها به عنوان وسیله ای برای نوشتن نگاه می شد. اما با عوض شدن تعریف و روح محصول و بازار فرآیند انتخاب و استفاده از نوشت افزار تبدیل به یک فعالیت شاد و مفرح شده است. حالا دیگر خیلی ها فروشگاه های نوشت افزار را جایی برای شاد بودن می دانند.

This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme