احساس میکنم بزرگترین انگیزه‌ای که امروزه در پس بسیاری از رفتارهای ماست چیزی است که من نام آن را «تلاش برای ارتقای طبقه اجتماعی» می‌گذارم. این موضوع در شهرها (مکان زندگی درصد بزرگی از طبقه متوسط) مشهودتر است. اگر بخواهیم از دیدگاه بازاریابی به این مساله نگاه کنیم میتوانیم این انگیزه عمومی را در جهت هدف گیری طیف خاصی از افراد جامعه برای مقاصد تجاری استفاده کرد. رویای پرش به طبقه اجتماعی بالاتر چیزی است که بازاریابان می‌توانند با استفاده و تحت تاثیر قرار دادن آن به اهداف کسب و کار خود دست یابند و این چرخه به صورت نامتناهی ادامه می‌یابد چرا که همچنان ساکنین طبقه میانی جامعه از دیگر طبقات بیشترند و در آرزوی صعود. اما اگر از دیدگاه غیر مادی و بدون در نظر گرفتن اهداف تجاری به این مساله نگاه کنیم چطور؟