همواره باید به این نکته دقت کرد که بین ذات و طبیعت محصولی که قرار است برایش آگهی بسازیم و خود آگهی میبایستی تضادی وجود نداشته باشد. آگهی بستنی هاگن داز بخوبی این مساله را به ما نشان می‌دهد اما به شیوه «ادب از که آموختی از بی ادبان». محکوم به اعدام به عنوان آخرین تقاضا بستنی خواسته است(The ultimate temptation). قرار دادن مرگ (به این صورت اغراق شده و زشت) و بستنی به عنوان محصولی که طبیعتش با شادی و آرامش گره خورده است نکته ای است که باعث می شود این آگهی را یک آگهی بد و ضعیف بدانم. ایده اولیه بسیار عالی است و فانتزی تر بودن فضا می توانست این ایده را تبدیل به یک آگهی خوب کند. اما این اتفاق نیافتاده است تا باعث شود بینندگان این آگهی از این به بعد با دیدن نام هاگن داز به یاد اعدام با صندلی الکتریکی بیافتند و شاید از خیر خوردن بستنی بگذرند.

+نسخه بزرگتر
+هاگن داز در ویکیپدیا