هين کژ و راست می روی باز چه خورده ای بگو
مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو

با کی حريف بوده ای بوسه ز کی ربوده ای
زلف که را گشوده ای حلقه به حلقه مو به مو

نی تو حريف کی کنی ای همه چشم و روشنی
خفيه روی چو ماهيان حوض به حوض جو به جو

راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو
ای دل همچو شيشه ام خورده ميت کدو کدو

راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن
چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو

گفت شراره ای از آن گر ببری سوی دهان
حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو

لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا
آنچه گلو بگيردت حرص مکن مجو مجو

خامش باش و معتمد محرم راز نيک و بد
آنکه نيازموديش راز مگو به پيش او

+ محسن نامجو