e-Notes

متفرقه, روزمرهJuly 16, 2007 3:52 pm

مرا راهی سفری دوباره نكن
ای تمام آرامش من میخواهمت هنوز. آری هنوز میخواهمت.
ولی آیا هنوز هم گلهای کاکتوس پشت دریچه های اتاق دل توست؟
آیا دوباره باز خواهی گشت؟
آنگاه که من باز میگردم ، من ِ دل به امید بسته را،
آیا بازراهی کوه قاف خواهی کرد؟

پانوشت: من اینجایم. تمام. کامل. خالی خالی از عدم قطعیت. بیا نترسیم. بیا چراغ ها را روشن کنیم.

روزمرهJuly 11, 2007 12:21 pm

ما چه کردیم؟ چه خواهیم کرد؟

روزمرهJuly 4, 2007 9:57 am

محمد قوچانی و سایر اعضای تحریریه هم میهن، لحظاتی پس از شنیدن خبر توقیف- عکس: حجت سپهوند، اعتماد ملی
متفرقه, روزمرهJune 30, 2007 10:39 am

Al Pacino - Scent of a woman

Now I have come to the crossroads in my life.
I always knew what the right path was.
Without exception, I knew, but I never took it.

You know why ?

It was too damn hard.

Now here’s Charlie.
He’s come to the crossroads.

He has chosen a path. It’s the right path. It’s a path made of principle… that leads to character.

Let him continue on his journey.
You hold this boy’s future in your hands, Committee.
It’s a valuable future, believe me.
Don’t destroy it.
Protect it.
Embrace it.
It’s gonna make you proud one day, I promise you.

مونولوگ شاهکار آل پاچینو در عطر خوش زن
متفرقه, روزمرهMay 28, 2007 7:33 am
همراه شو عزیز همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
روزمره, بازاریابی و کسب وکار, تبلیغاتApril 28, 2007 4:49 pm
احساس میکنم بزرگترین انگیزه‌ای که امروزه در پس بسیاری از رفتارهای ماست چیزی است که من نام آن را «تلاش برای ارتقای طبقه اجتماعی» می‌گذارم. این موضوع در شهرها (مکان زندگی درصد بزرگی از طبقه متوسط) مشهودتر است. اگر بخواهیم از دیدگاه بازاریابی به این مساله نگاه کنیم میتوانیم این انگیزه عمومی را در جهت هدف گیری طیف خاصی از افراد جامعه برای مقاصد تجاری استفاده کرد. رویای پرش به طبقه اجتماعی بالاتر چیزی است که بازاریابان می‌توانند با استفاده و تحت تاثیر قرار دادن آن به اهداف کسب و کار خود دست یابند و این چرخه به صورت نامتناهی ادامه می‌یابد چرا که همچنان ساکنین طبقه میانی جامعه از دیگر طبقات بیشترند و در آرزوی صعود. اما اگر از دیدگاه غیر مادی و بدون در نظر گرفتن اهداف تجاری به این مساله نگاه کنیم چطور؟
روزمره, وبDecember 20, 2006 4:14 pm
بالاخره اولین مطلبم را برای اولیو (Ollyo) نوشتم. ممنون از یاسر عزیز که مرا برای نوشتن در این وبلاگ گروهی پر محتوا دعوت کرد. این مطلب در مورد نرم افزاری به اسم Temptation Blocker هست که برای افزادی که سبک زندگی شان کاملا به اینترنت وابسته هست میتواند خیلی مفید باشد.
متفرقه, روزمره, بازاریابی و کسب وکارSeptember 9, 2006 3:56 pm
مدتی است که سحرخیزانی که عادت دارند تلویزیون را هم بعد از بیدار شدن روشن کنند شبکه دو را برای تماشا انتخاب می کنند. اگر شما هم این کار را بکنید برنامه ای خوش ساخت، شیک و تر و تمیز را در حال پخش می بینید. برنامه ای با نام “مردم ایران سلام”.
استادمان در مورد Outsourcing یا همان برون سپاری خودمان اصلی را به ما یادآور می شد: Let the best do the job. به نظر من رمز موفقیت برنامه “مردم ایران سلام” در رعایت همین اصل است. در هر زمینه ای بهترین های آن شاخه انتخاب شده اند و در این برنامه همکاری می کنند. در اجرا محمدرضا شهیدی فر را می بینیم که پیش از این برنامه “تا فردا” را در شبکه یک اجرا می کرد. قسمت مربوط به حیات وحش و طبیعت را محمدعلی اینانلو اجرا می کند که چهره و صدایش را مسلما به خاطر دارید. قسمت دیگری از برنامه را جواد اتش افروز در یک استودیوی رادیو اجرا میکند. بخش ورزشی را جهانگیر کوثری اجرا میکند و بخش سینمائی را منصور ضابطیان. این لیست از حرفه ای ها را در کنار جوانان خلاقی بگذارید که در بخش های مختلف حضور دارند و منتظر دیدن یک برنامه پرنشاط و پربار صبحگاهی باشید. این نشاط را باید به پای نگاه حرفه ای سازندگان برنامه در مورد یک برنامه صبحگاهی گذاشت. محمدرضا شهیدی فر که کارگردان، تهیه کننده و مجری این برنامه است می گوید: “در این برنامه ما درباره رنج، فقر و گرفتاری ها صحبت نمی کنیم، چرا که جای مطرح کردن این موضوعات در برنامه صبح نیست”
“سلام مردم ایران سبک و استایل منحصر به فردی دارد و داشتن این استایل را تا حد بسیار زیادی مرهون طراح گرافیک، صحنه و همینطور تدوین حرفه ای اش است. ریمیکس های مبتکرانه از موسیقی سنتی ایران هم بخشی از این سبک است.
بعد از مدت ها در تلویزیون ایران برنامه ای پیدا شده است که می ارزد از خواب نوشین بامداد رحیل زد و به امید دیدن ان از خواب بیدار شد. امتحانش کنید. ساعت شش و نیم صبح، شنبه تا پنج شنبه، شبکه دو.
در همین باره:
>> بازتاب
>> خبرگزاری مهر
روزمره, وبAugust 28, 2006 9:03 am
احتمالا در هفته های اخیر خبر اجاره هلی کوپتر برای مراسم عروسی در تهران رو شنیدید. خیلی از خبرگزاری ها، سایت های خبری، وبلاگ ها هم راجع به این موضوع نوشتند:
بی.بی.سی، روزنامه جام جم، خبرگزاری فارس، بازتاب، خبرگزاری البرز، روزنامه دنیای اقتصاد، سایت فردا، واحد مرکزی خبر و خیلی از جاهای دیگه این مطلب رو کار کردند. هم رادیو و هم تلویزیون توی بخش خبری ساعت 20:30 به این موضوع اشاره کردند. اکثر اینها هم خبر رو به نقل از خبرگزاری فارس نقل کردند.
اما موضوعی که من میخوام بگم اینه که اصلا این هلی کوپتر کذایی کجا بود و از کجا پیدا شد و معروف شد. جریان اینه که اواخر تیر ماه من به دنبال قیمت یک سری از خدمات برای یک جشن عروسی بودم. حین جستجو در اینترنت و اینور واونور رفتن بین سایت های مختلف یکهو به این آگهی توی سایت ایستگاه برخوردم و البته از اینکه هلی کوپتر هم برای عروسی اجاره داده میشه متعجب بودم. در حالی که داشتم به این موضوع فکر میکردم که آیا این هلیکوپتر رو گل کاری هم میکنند و یا اینکه خلبان این هلی کوپتر مثل رسم جدید اتوبان های تهران یک مسیر هوایی رو بند خواهد آورد تا هواپیماها پشت سرش بوق بزنند یا نه گفتم بد نیست لینک رو توی صبحانه هم پست کنم که میتونید ببینیدش. از این جریان یکی دو روزی گذشت که یک شب موقع خوردن شام شنیدم تلویزیون داره راجع به عروس و داماد و اجاره هلی کوپتر یه چیزهایی میگه و دیدم که بله! هلی کوپتر مزبور همین هلی کوپتر خودمونه. در واقع اگه تاریخ خبرها رو چک کنید می بینید که همگی مربوط به بعد از تاریخی هستند که لینک توی صبحانه اومده بود.
حالا به اینکه اون آقای صاحب هلی کوپتر باید پورسانت منو بده که مفت و مجانی اینقدر معروفش کردم کاری ندارم.
موضوع اصلی که میخوام بگم اینه که اگه برادران محترم خبرگزاری فارس که ارتباطشون با قوه قضائیه هم بد نیست(!) از صبحانه به عنوان منبع خبر استفاده میکنند زحمتی هم بکشند و بعد از پرسیدن از دوستانشون به ما هم بگن که این سایت که محتوای صرفا خبری داره و اون هم به صورت دادن لینک به جاهای دیگه هست چرا فیل تر شده؟ اگه دوستان در خبرگزاری فارس میتونند از این سایت استفاده کنند چرا دیگران نباید بتونند؟
روزمرهAugust 16, 2006 1:01 pm
«اونموقع تازه گروه تشكیل داده بودیم ، زیاد همدیگر رو نمی شناختیم و مجموعه ی رصدهایی كه رفته بودیم به 5 تا نمی رسید.الان بزرگتر شدیم ،فكر می كنم بیشتر از پنجاه بار رصد رفته باشیم كلی هم تجربه بدست آوردیم.اما واقعا مطمئن نیستیم كه آیا دوباره و در -حال حاضر- به چنین سفری ،رای مثبت خواهیم داد یا نه؟ واقعیت اینه كه ما هم بزرگ شدیم!»
علاوه بر اینکه حالا چهار سال دیگر هم بزرگتر شده ایم واقعیت دیگر این است که اگر وبلاگ هودر قسمت “گذشته ها” نداشت به یاد آن روزها نمی افتادم. نه واقعیت همان است که هاشم گفت. «ما هم بزرگ شدیم!» . کثیف تر هم؟
This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme